یه روز کنار من تو کافه های شلوغ ... وجودمو گرفت لذت حرفای دروغ
غروب ...
جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 19:17 | نوشته ‌شده به دست SHahab SH N | ( نظرات )


ادامش ...




غروب لعنتی بازم منو یاد تو میندازه

میدونم درد دلتنگی نداره حد و اندازه

همه فک میکنن بی تو چقد احوال من خوبه

نمیدونن بدون تو دلم آشوبه آشوبه


یه گوشه بی تو میشینم

یه گوشه مات و مبهوتم

یه روزی زیر و رو میشم

یه بمب از جنس باروتم

غروبا با خودم قهرم

غروبا عاشقم کردن

باید تا چند بشمارم که باز اون روزا برگردن؟

    غروبا با خودم قهرم

    غروبا عاشقم کردن

    باید تا چند بشمارم که باز اون روزا برگردن؟

    که باز اون روزا برگردن


بهت فکر میکنم هرروز ازت دل میکنم هربار

ولی چشمات تو عکسا نمیزارن برم انگار


فقط کارم شده گریه

همش دلتنگ و افسرده ام

یه جوری تو خودم میرم

خودم فکر میکنم مردم

    یه گوشه بی تو میشینم

    یه گوشه مات و مبهوتم

    یه روزی زیر و رو میشم

    یه بمب از جنس باروتم

    غروبا با خودم قهرم غروبا عاشقم کردن

    باید تا چند بشمارم که باز اون روزا برگردن؟




+ ...






برچسب‌ها: درد دلتنگی ,

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
نظر سنجی
بعضی وقتا مجبوری کلی درباره یه موضوع توضیح بدی موافقید تو اون شرایط متنم بلند باشه یا ن؟؟



نویسندگان
دیگر موارد