یه روز کنار من تو کافه های شلوغ ... وجودمو گرفت لذت حرفای دروغ
قدیما
دوشنبه 13 فروردین 1397 ساعت 22:21 | نوشته ‌شده به دست SHahab SH N | ( نظرات )
قدیما هر گلی شناسنامه داشت
تموم میشدو بازم ادامه داشت



ادامش ..

هر وقت به بن بستی خورد حالم ، به جای اینکه بشینم زانوهامو بغل بگیرم و برم تویه فکر ...
اومدم اینجا از دردهام بهت گفتم.. .
تا به کی طاقت میاری .. .
سلام آقا وبلاگ
باز با این حالم اومدم، ولی تو گِله ای نمیکنی از من ...

حالی نمونده بخدا ... بخدا حالی نیست دیگه









قدیما هر گلی شناسنامه داشت
تموم میشدو بازم ادامه داشت





می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
نظر سنجی
بعضی وقتا مجبوری کلی درباره یه موضوع توضیح بدی موافقید تو اون شرایط متنم بلند باشه یا ن؟؟



نویسندگان
دیگر موارد