یه روز کنار من تو کافه های شلوغ ... وجودمو گرفت لذت حرفای دروغ
جمعه .. .
جمعه 26 آبان 1396 ساعت 10:53 | نوشته ‌شده به دست SHahab SH N | ( نظرات )

ادامش .. .

+سلام
ما از کربلا اومدیم ، با کلی شوق و ذوق و دعا
اما .. .





+مشهد .. .




نه جیک جیک مستانت ، نه سردی زمستانت

رجوع کن به دستانت

که روز های بسیاری ، که ظلم ها روا کردی

به دست های بسیاری

شبانه مردِ گاریچی ، به خانه میکِشد خود را

اگر که مادیان (اسب ماده) خسته ، اگر طناب هم پاره

درون مرد همواره ، کشیده میشود باری


مریض حالی ام خوش نیست ، نه خوابِ راحتی دارم

نه مایلم به بیداری

درونِ ما تفاوت هاست ، تو مبتلا به درمانی

نه من دچار بیماری

کنار تخت میخوابم ، مگر هوا که بند آمد

نفس کشیدنت باشم

تو روز میشوی هر شب ، و صبح میشوی هر روز

تو خوابِ راحتی داری


خیال بافی ات بد نیست ، خیال کن که خواهی رفت

همین که رفتی و مُردم ، تلاش کن که برگردی

و در کمال خونسردی ، مرا به خاک بسپاری

زیاد یاوه میگویم ، گره بزن زبانم را

زیاد از تو مینوشم ، بگیر استکانم را

بگیر هر چه را دارم ، ببخش هر چه را داری


تو را شبانه تا هر شب ، به روی شانه خواهم برد

تو را شبانه خواهم مرُد

شبانه های لب هایم ، لبانه های شب هایت

شبانه های بیداری

چه بیقرار و سنگین بار ، به خانه میکَم خود را

چه بیگدار در قلبم ، زبانه میِکشی خود را

من از تو سخت دلگیرم ، تو از که سخت بیزاری


+کنار تخت میخوابم ، مگر هوا که بند آمد
نفس کشیدنت باشم





برچسب‌ها: جمعه , مریض حالی ام ,

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
نظر سنجی
بعضی وقتا مجبوری کلی درباره یه موضوع توضیح بدی موافقید تو اون شرایط متنم بلند باشه یا ن؟؟



نویسندگان
دیگر موارد