یه روز کنار من تو کافه های شلوغ ... وجودمو گرفت لذت حرفای دروغ
تولدت مبارک شهاب
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 00:01 | نوشته ‌شده به دست SHahab SH N | ( نظرات )

ادامش ...


شروع: ساعت 12:15
سلام 
فک کنم الان توراه باشم ،تویه راه کربلا ،اینم پنجشنبه نوشتم


خداجون ، ناشکر نیستم، به دل نگیر . ..

چند روز پیشا رشت که رفتم، تویه شرکتی که ازش جنس برمیدارم ، دیدم یکی از همکارا سر و صورتش تاشیده شده ،یه کلاه هم گذاشته رو سرش ،من رفتم سلام علیک کردم و نشستم رو صندلی تا اینکه کارامو انجام بدم، دیدم یارو داشت با رفیقش حرف میزد:
((آره من به داداشم پیغام دادم که الان نیومدی دیگه نمیخوام ،موقعی که مردم سره خاکم بیای ،تویی که الان که من زندمو تویه این وضیعت بهم سر نمیزنی نمیخوام زیر تابوتمو بگیری))

من سرم پایین بودو به حرفا گوش میکردم، فهمیدم این همکارمون بیماری سختی گرفته ،بخاطر همینم سرو صورتش داغون شده،یعنی تا همین دوسه هفته قبل سره پا بودا ولی . ..
داغون شده بود ،به زور راه میرفت . ..
دیدمش منم داغون شدم . ..
چند شب وقت خوابم بهش فک میکردم ،به موضوع این، مقایسه بیماری اینو با زندگی ما .
میگم خدایا ،ما انسانها که ظرف 2هفته اییینجور از سالم بودن ،همهههه چیزو از دست میدیم و آخرشم مرگ میاد سراغمون ، چرا ،چرا ،چرا این همه گرفتاری و درد و رنج رو باید تحمل کنیم، تویه عمرمون!!
چرا هرکی به اون چیزی که میخواد دست پیدا نمیکنه !!!؟ چرا غم و غصش باید سهم آدما بشه ، چرا حسرت تو زندگی باید بمونه
ایراد کار کجاست!! ما آدما !!؟ تقصیر ماست که به هم کمک نمیکنیم  ، بههه کل همو فراموش کردیم!!؟
خدا، مگه زندگی ، مگه انتخاب ، مگه نفس کشیدن زورکی هم میشه.

خودم، بخدا چند وقته دارم  به این فک میکنم که 26 سال تموم شد عمرم.
خیییلی خییلی خدا اگه بهم حال بدی ، 20سال دیگه روپام هستم و خوب هستم.
چرا این فرصتو اون جوری که من میخوام بهم نمیدی . .. اونجوری که من میخوام نمیشه، به خدا 26سال مثل یه چشم بهم زدن تموم شد و رفت ،ارزشش رو داره من برا اون 20 سال دیگه یه جور دیگه زندگی کنم با غم و غصه .
آخه اشکال کار کجاست ، 

خدا ، اصلا میدونی خستگی چیه !؟ به چی میگن!؟ اصلا شده خسته بشی تا حالا !! شده دیگه حاااال ههههههیج چیزی رو نداشته باشی!!
خدا خستگی خیلی بده . .. من خستم . 26سال تموم شد ، من خستگی 26 سال رو شونمه ...
20 سال دیگه روپام!؟ چرا حسرت نداشته هامو باید بخورم،چرا اونجوری که دوست دارم نمیشه . ..

یه زندگی 26 ساله از من تموم شد . ..
نمیدونم مقصد نهایی این زندگی کجاست ، ولی با دیدن اون همکارم تویه اون حالت و وضعیت ، اینو خوب میدونم که حتی ممکنه همین لحظه ، عمرم تموم بشه و برم از این دنیا. فقط بزرگترین حسرتم اینه ، همیشه هم این بوده ، که چرا الان ،برا همین لحظه ،برا همین ثانیه که میتونیم کنار هم خوش و خرم و خوشبخت باشیم، این ثانیه هارو رااااحت ، خیلیم راحت از دست بدیم و بگیم نمیشه . .. ای قسمت نیست . ..
خدا ته این مسیر کجا میبری مارو . ..

خدایا میشه یه چیزی بگم!؟ فقط یه چیز ، تو از دل من و ما باخبری ، ببین اگه دل ما آدما واقعی میگه ، خدا تو هم هواشو داشته باش ،هوای اون دلی رو که یه چیز رو واااقعیه واقعی میخواد داشته باش. خدایا میشه مارو ببری به مسیری که دلمون براش میطپه!؟ ببر همون مسیر . .. ، بذار حداقل این 20 سالو یه جور دیگه باشیم.
خدایا تورو به حق صراط مستقیمی که الان داریم بخاطرش میریم اونجا . .. خیر خودت رو نصیب حال ما کن. فقط همین. اگه تونباشی و خیرت چی میمونه از ما!!    هیچیم.


+ تولدمه راستی . .. تولد . ..
خدا کنه فقط روزی نرسه که ازاینکه ثانیه هارو از دست دادیم پشیمون بشیم. ..

+. ..

تمام 2:13 دقیقه.



+شد شصت سال
حالا تمام کارهایش را انجام داده بود
مانده بود زندگی . ..








می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
نظر سنجی
بعضی وقتا مجبوری کلی درباره یه موضوع توضیح بدی موافقید تو اون شرایط متنم بلند باشه یا ن؟؟



نویسندگان
دیگر موارد