یه روز کنار من تو کافه های شلوغ ... وجودمو گرفت لذت حرفای دروغ
قصه ی هر شب من
سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 09:17 | نوشته ‌شده به دست SHahab SH N | ( نظرات )
نام تو چون قصه هر شب مینشیند بر لب من . . .غصه ات پایان ندارد در هزارو یک شب من





+ سلام
+خدا بهم اجازه داد
+دنیا بهم اجازه بده داد میزنم درد خودمو

+ دلتنگم خیلی زیاد ....



دیگر این ابر بهاری جان باریدن ندارد

این گُل خشکیده دیگر ارزش چیدن ندارد

اینهمه دیوانگی را با که گویم با که گویم

آبروی رفته ام را در کجا باید بجویم

پیش چشمم چون به نرمی میخرامی میخرامی

در درونم مینشیند شوکران تلخ کامی

نام تو چون قصه هر شب مینشیند بر لب من

غصه ات پایان ندارد در هزارو یک شب من

روی بالینم به گریه نیمه شب سر میگذارم من

از تو این دیوانگی را هدیه دارم هدیه دارم من


ای دریغا ای دریغا

از جوانی از جوانی

سوخت و دود هوا شد

پیش رویم زندگانی

با خودت این نیمه جان را

این دل بی آشیان را

تا کجاها تا کجاها

میکشانی میکشانی

 



برچسب‌ها: د , ل , ت , ن , گ , م ,

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
نظر سنجی
بعضی وقتا مجبوری کلی درباره یه موضوع توضیح بدی موافقید تو اون شرایط متنم بلند باشه یا ن؟؟



نویسندگان
دیگر موارد