یه روز کنار من تو کافه های شلوغ ... وجودمو گرفت لذت حرفای دروغ
پاییز که میشد میترسیدم . ..
چهارشنبه 1 مهر 1394 ساعت 19:46 | نوشته ‌شده به دست SHahab SH N | ( نظرات )
فدای سرت اگه برگا میریزن
گلم این فصلِ دستِ ما نی که






سلام
پاییزتون مبارک


آخرین بار یادم نمیاد کی اینجا بودم واسه نوشتن ولی بعد از مدتها اومدم ... پاییز منو آورد اینجا .. سال قبل دقیقا یادمه اولین روز پاییز یه بارونه قشنگی میبارید اینجا  تووپ اما الان که خبری نیست.

خب دلم تنگ شده بودا برا اینجا .... هعیییییییییییییییییی
تابستون میتونستم پستهایی بذارما اما نذاشتم .... چون فعلن برام اهمیتی نداره اون روزا و خاطرات .... مثلا17 شهریور ....


خب دوستانِ گذشته امیدوارم وبلاگتون رو فراموش نکرده باشد ....
31شهریور جشن تولد اقا مجتبی بود که گذشت ماهم بهش تبریک گفتما ...
alon e که dolon e :) البته الان تغییر اسم داده شده Mojtaba napix  هعی ایشاله خوشبخت شن با اون گروهی که تویه تلگرام درست کردن.
ماهم تلگرام میریم اما گروه چند نفره که اونا دارنو ندارم ... خدا همشونو به هم برسونه و سر عقل بیاره ... دستا بالا .. آآآآمین

اووو راستی عیدتونم مبارک .. عید قربان ...

میرما نمیدونم کی برمیگردم


+ای بابا چه خبره هر هفتههههه باااااااغ غ غ غ >_<




 
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
نظر سنجی
بعضی وقتا مجبوری کلی درباره یه موضوع توضیح بدی موافقید تو اون شرایط متنم بلند باشه یا ن؟؟



نویسندگان
دیگر موارد